تا حالا شده با سرعت از بالا یهویی بیای پایین احساس سبکی بهت دست میده حس میکنی دیگه وزنی نداری رها شدی و مثله یه پرنده .
اینم تموم شد سبک شدم دوباره متولد شدم انگار برای اولین بار دارم نفس میکشم داشتم کم کم احساس خفگی میکردم یه آن از همه چی دست کشیدم خواستم رفتنو ماندنو امتحان کنم شاید بخواد منو . حالا باید با این تصمیمم بمونم تو این دنیا یه دنیای فانی که باهاش میشه بازی کرد اونم باهات بازی میکنه میدونی ما ها همه قماربازیم قماربازای معتاد که که با هر باختی معتادتر این بازیو ادامه میدیم بعضی وقتا هم که ازش خسته میشیم میخوایم برسر تمام مالمون که زیادترینش زندگیمون بازی کنیم میدونی قمارباز اگه ببازه هم بازم سیر نمیشه آخه قمار دیگه تمامه کاریه که بلده ولی ماها تو قمار زندگی یه ایول گفتیم به تمامه قماربازا .
منم یکی از اونام تو هم یکیشونی تو سر میز قمار من یه بار زندگیمو گذاشتم ریسک کردم بردم حالا بازی دست منه منم تا زندگیمو نگیری کنار نمیکشم تو خودت میدونی کی هستی من همیشه روبروت نشستم دارم بازی میکنم باید تا آخرش بیای بعده این باید منتظر هر حرکت من باشی من ریسک کردنو دوست دارم پس هر چی ازم دیدی متعجب نشو یاد اون روز باش که برات از غریبیه دنیا گفتم. یادته از فنا گفتم یادته از نماندن بی تو گفتم بازم میگم من نمی مونم ولی باید تو باعث رفتنم باشی .
اینم یادت باشه : Always the Bullet tell trust
پ.ن:
در اين زندگي مردن دشوار نيست زيستن دشوارتر است.
+ نوشته شده توسط برنامه نویسی از نوع دیگر در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت
3:32 |