اگر رفتم اگر گفتم کاش میدانستی و بر من خرده نمیگرفتی کاش میدانستی که رفتنم را سر آغاز بازگشتم بود کاش هرگز نمی نوشتم کاش هرگز جواب نمیدادی و هزاران کاش و آرزوی دیگر. رفتم که بدانی که چقدر ...
رفتم که شاید روزی دیگر در قامتی که دوست داری برگردم و اینگونه راحت و آسان رفتم نه به آسانی بودن به آسانی مردن.
و این عذابیست برای آنانکه رفتند و ...
اینارو یادته منم واست مینویسم و مثل خودم واسه همیشه میرم
رفتم ، مرا ببخش و مگو وفا نداشت
راهي بجز گريز برايم نمانده بود
اين عشق آتشين پر از درد بي اميد
در وادي جنون و گناهم کشانده بود
رفتم که داغ بوسه پر حسرت تو را
با اشک هاي ديده ز لب شستشو دهم
رفتم که نا تمام بمانم در اين سرود
رفتم که با ناگفته به خود آبرو دهم
رفتم ، مگو چرا رفت ، ننگ بود
عشق من و نياز تو و سوز و ساز ما
رفتم که گم شوم چو يکي قطره اشک گرم در لابلاي دامن شبرنگ زندگي
رفتم که در سياهي يک گور بي نشان فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگي
روحي مشوشم که شبي ز خويش در دامن سکوت به تلخي گريسته ام
نالان ز کرده ها و پشيمان ز گفته ها ديدم که لايق تو و عشق تو نيستم
و اینگونه برای آخرین بار فریاد میزنم در سکوت چند وقت گذشته برای تو در واپسین حرفهایم که با تمام وجود دوست داشتم دوست دارم و همیشه هم دوست خواهم داشت خوش باشی با تمام خوبیهایت و من دلیلمو از دست دادم .
